تو که با ما سر یاری نداری

اصل مطلب را در پی نوشت بخوانید !

 

تو هم میری...

تو که با بی کسیم کاری نداری...

تو هم میری...

تو که با من سر یاری نداری...

تو هم میری...

تو که از غصه هام چیزی نمیدونی...

...

تو هم میری و این غم نامرو آخر نمی خونی...

***

تو هم میدونی با رفتن

همه دنیام سیا میشه

بگو با رفتنت از من

دلت سهم کیا میشه ...؟

 

 

 

پ ن : سهم کیا میشه ؟

پ ن : هر کس به طریقی دل ما می شکند... بیگانه جدا ......

پ ن : من از زندگی تو هوات خسته ام ... ازت خستمو باز وابسته ام ...

پ ن : پارک چیتگره و تولدای پنج شنبه هاش و بچه های دانشگاه و دور همیاش ...

پ ن : غم تنهایی اسیرت می کنه...

پ ن : یادمه آخرین باری که احساس زنده بودن کردم ، وقتی بود که با لفظ

         "عشقم"صدام کردی...

پ ن :  خیلی دلم گیره ... خیلی گرفتارم... دوس داشتنت خوبه ...

/ 1 نظر / 11 بازدید
رها

بيشترين چيزي كه توجهم رو جلب كرد لفظ دانشگاه بود[نیشخند] من دانشگاه ميخوام[گریه]