آبی کن دل ما رو

دلامون تو دلای هم      مث اسفند و  آتیشه

دلم یک آسمون عشقه    دلت همرنگ آبیشه


"بکش خورشید و با چشمات و بشکن قاب انکارو"


نگاهت ترس قلبم رو    رهایی از قفس میده

همین  دریای چشماته   تپش هامو نفس میده


"بیا وسواس بودن شو تماشا کن شب مارو"


اگه عاشق کشی رسمه   تو مرگم رو تماشا کن

    تو از رویای من نگذر    همه رسمارو حاشا کن


"نترس از مرگ گلبرگا بزن بشکن دل مارو"


دل و دلدار و بی تابی    من و انکارو بی خوابی

بیا قلب رهایی شو    تو این رویای مهتابی


"بزن آتیش به گندم زار و آبی کن دل مارو"

/ 12 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پری

فوق العاده بود.... خیال خودت و خودم راحت...نبضم به تندی ترانه ات می زنه[گل]

alive

ترانه ی قشنگیه... یا بخون.. یا بده بخوننش دیگه...[گل][چشمک]

آنقدر سیب تا دریا

سلام..ترانه خیلی قشنگی بود. امشب یه عالمه شعر خوندم. اما هیچ کدوم به اندازه این به دلم نشست.. قبلا گفتم شعراتون محشره؟نگفتم؟گفتما!!!!باور کنید تازه یه چیز مهم بگم؟من الان اسمتونو دیدم.. چرا فکر میکردم اسمتون شیفته ست؟[سوال]

یک بنده ی خدا

[قهقهه][قهقهه][قهقهه] موفق باشی........................ زندگی زیباست .......

قطعه ای از خدا

اینا کی رو موسیقی قراره بشینه؟ علی قشنگ ارزش یه کار خوب رو داره!

مژده

نه ممنون می خوام چی کار؟ سالی یه بار میام بلاگ!!!

شیفته

امشب که تو سکوتمو با داغ بوسه می شکنی بگو بگو به ساربان که تا سحر مال منی امشب چه خوش چه بی خبر مهمان خوان دل شدی امشب جدا از کاروان آرام جان دل شدی... آرام جان دل شدی امشب دل محمل شدی ای بابا ...... اینو داشتم پست میزدم. خلاصه داستان این بود که من فراریم چون تو امشب اومدی پیش من و ساربان (رغیب) می خواد خونه من و آتیش بزنه و من واسه اینکه یه تار مو از تو کم نشه تو رو برداشتم دارم مثل برق نگاهت فرار می کنم ..... حین فرار هم همه کاروان رو از هم پرانده می کنم که مثل مو هات پریشون بشه و نتونه دنبالم بیاد!!! که خلاصه وسطش دیدم معلوم نیس غزله یا ترانه!!!! که کلا بی خیال شدم!!

پری

[تایید] خوب بود لوش نمی دادی و روش کار می کردی