مشق

چشمانت می تابد بر دشت های من...

دستانت قد می کشد تا دست های من.......

گوشه های دفترم پر از نقش های توست.........

می روی و ........... خط می کشی روی مشق های من .

 

 

پ ن : با الهام از دستنوشته ی عاطفه صادقی .

/ 5 نظر / 22 بازدید
آزاده

پشت پنجره نشسته ایم فکر می کنیم شاید هم کاغذی را سیاه می کنیم تنها برگهایی که دستشان به شیشه می رسد گاه گاهی ما را نگاه می کنند ... - اینجا کسی نشسته است - کسی که می خواهد زندگی کند - کسی که می خواهد ... - مهربانی اش را به دستهای کوچکی بدهد زندگی آن سوی پنجره از روی بلند ترین شاخه پرواز می کند .

مندی

ساده ترین واژه است بودن تو که هواس مرا پرت می کند عاشق می کند هوس را با حواس عاشق بی هویت می کنم

پسر آذر

سلام وبلاگتو خوندم خیلی قشنگ بود اگه دوست داشتی به وبلاگ منو سر بزن یا منو لینک کن به اسم یا رب ممنون.[گل]

جدیدترین های نیوشا ضیغمی

سلام دوست عزيز وبلاگ قشنگي داريداگه باتبادل لينک موافق هستيدماروبه اسم وبلاگمون لينک کنيدوبعدبهمون خبربديدباچه اسمي لينکتون کنيم قلب[بوسه]قلب

لیلا

وبلاگتون خیلی نازه