باد بادکای دلم

با دست و بال زخمی ، انگاری دل مرده بود

دنباله هاش حسابی ، غصه و غم خورده بود

بادبادکای آبی ، چه با غرور شکستن

چشمای تو از اونها ، انگاری دل برده بود

....

 

/ 6 نظر / 8 بازدید
زنگوله

bazam fasle badbadak bazi misheeeeeee gham nakhor...

پری

پرواز.... چه فکر قشنگی...فکر کنم حالا که آزادی خوب بتونی بپری و شایدم پرواز کنی.... قصه ی پرواز آدما رو که یادته..که هرکی یه بال داره و..... پروازت قشنگ...

شهاب

تو اگر میدانستی که چه زخمی دارد خنجر از دست عزیزان خوردن، از من خسته نمی پرسیدی - آه ای مرد چرا تنهایی؟