شاید ندونی

تو شاید ندونی که روزیم تویی

تو شاید ندونی تنت گندمه

 

تو شاید ندونی که غرقت شدم

ندونی که دریا تو چشمات گمه

 

منو از دل جاده هات کم نکن

تو شاید ندونی که عاشق کیه

 

می خوام ذره ذرم  تو راهت بره

تو شاید ندونی که حسم چیه

 

تو وقتی تو چشمام نگا میکنی

منو از غرورم جدا میکنی

 

می خوام بشکنم زیر بار چشات

ببین با نگاهت چه ها می کنی

 

...

 

پ ن : آنقدر نصفه و نیمه پست زده ام که شعر هایم نصفه و نیمه می آیند!

   + علی بهابادی ; ۱٢:٤٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳۱
comment نظرات ()