تقدیر

تو از این لحظه های من

نمی دونی چقد دوری

نگو میری که تنها شی

نگو میری و مجبوری

 

واسه رویای دیروزم

وجود تو یه تعبیره

نگو تقصیر تقدیره

که قلبم پیش تو گیره

 

یه روز از سردی دستات

یه روز از دوری چشمات

یه روز از خنده ی تلخت

یه روز از تلخی حرفات

 

یه روز می میرم از دستت

یه روزی ... میرم از دستات...

   + علی بهابادی ; ٢:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢٥
comment نظرات ()