دلی کز تو سوزد چه باشد دوایش؟

وقتی تو اومدی

ثانیه ها پر رنگ میشد انگار

قلبم رنگ و بوی خواستن گرفت

و تو ... تو دوست داشتی خواستنی باشی ....

دوست داشتی تو متن حرفام باشی

دوست داشتی آخر همه حرفامو واست بگم که هیچی نصفه نیمه نمونه

من آخه نمی خواستم تموم شم

واسه همین نصفه نیمه موندم

اونیکه باور نمی کنه تو بودی وگرنه قصه من و تو خیی وقته واقعیه

خیلی وقته غم دارم از سکوتت

خیلی وقطه با هم از هیچ دیواری بالا نرفتیم

قسم خوردم بمونم

می مونم...

قسم نمیشکنم

وقتی دیدمت پاییز بود

قول دادم باشم

به حرمت پاییز زیر قولم نزدم

نزدم...

د آخه خوب من

تو که میدونی همه سه نقطه هام تو چشمای یه نظر عزیز شدت پنهون شده

من عاشق ترم یا تو ؟

تو که اینطوری دلت پر می کشه ...

یا من که هم دار و  ندارم و گذاشتم کف دستت...

دار و ندارم ؟

دلم...

دلی که پاییزی به دنیا اومد و پاییزی عاشق شد و پاییزی قسم خورد...

دلی که با سکوتت شکست

سکوتت رو بشکن تا مرهمم باشی

 

 

 

پی نوشت : از همگی عذر میخوام . نیاز داشتم به نوشتن این متن.

              شاید اینطوری حرفم رو بهتر بفهمه و زندگیم یه کم آروم شه....

 

 

 

   + علی بهابادی ; ۱:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٩/۱٩
comment نظرات ()