عشق نوشته ها

عشق نوشته های تو دست به دست

به دست عاشقان شهر من رسیده است

   + علی بهابادی ; ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱٦
comment نظرات ()

مشق

چشمانت می تابد بر دشت های من...

دستانت قد می کشد تا دست های من.......

گوشه های دفترم پر از نقش های توست.........

می روی و ........... خط می کشی روی مشق های من .

 

 

پ ن : با الهام از دستنوشته ی عاطفه صادقی .

   + علی بهابادی ; ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/٦
comment نظرات ()

وبلاگ دوست

وبلاگ می کده تحت قلم خانم پویا از دوستان ما هست که در پست آخرش شعری از عطر بارانم ، سعید جانم رو نقل کرده ... قطره ای از دریای سعید بهابادی نژاد ....

   + علی بهابادی ; ۱:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢٦
comment نظرات ()

مبارک باد میلادت

برگی از یک دنیا عاشقانه ی پاییزی به پنجره اتاقم رسید

پیغام عشق داشت

"دوستت دارم..." داشت

سجاده داشت

خدا داشت

عاشقانه داشت

شعر داشت

میلادت مبارک داشت

می نویسم

"خداوند پشت و پناهتان"

برسد بدست دوست.

   + علی بهابادی ; ٦:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٥
comment نظرات ()

راست می گفتی شاید...

تو به من می گفتی
" از رفاقت هدفی جز « ما » نیست... "
" مرز من نزدیک است
از هم آغوشی تو پروا نیست ..."
من به تو می گفتم !
تو به انکار به من خندیدی
و چه آرام و چه در پوشش حاشا گفتم
"من به تو نزدیکم"
من به پاییز قسم می خوردم
که به اندازه ی یک عمر تو را می خواهم
وقت هر دور شدن ... من به هر دست تکان دادن تو می مردم ...
آمدی چنگ زدی رفتی و بردی تو شبانه...
شده ای دار و ندار من و این دور و زمانه...
گره ها باز شد از اخم تو و .... باز به من خندیدی
راز من فاش شد از سادگی محض ترانه !


پ ن : ترانه نبود ... تراوش بود !

   + علی بهابادی ; ٦:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢٤
comment نظرات ()

هوس می کشم هنوز

یاد حضور تو را پیش و پس می کشم هنوز
روی کوچ آینه قفس میکشم هنوز

دلتنگی ام حتی اگر از سر عشق نیست
دستی بسر و روی هوس می کشم هنوز

جور تورا گر نکشم عاشق نیم
ناز تو منت است، پس می کشم هنوز

در دفتر تنهاییم غنچه نمی کشم
نقش و نگار قلب بی کس می کشم هنوز

باری بگذریم ، حال من خوب است
پشت هوای قصه نفس می کشم هنوز

   + علی بهابادی ; ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱٥
comment نظرات ()

زمستانی

سرد و طوفانی ...

ساکت بود و سیاه ...

         هوا ، ابری بود .  تا صبح می بارید ...

         چشمانم...

 

آری ؛ انگار دلم باز زمستانی بود .

 

 

پ ن : تنها نشسته ام .  باران می بارد . همه چیز خوبست  فقط تو نیستی .

پ ن : هدفم شعر نبود ، دنبال وزن نباش .

 

 

   + علی بهابادی ; ٤:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٧
comment نظرات ()

بهارم من ، ولی زردم

یه شبگردم
که دنبال تو میگردم
مریضم من پر از دردم
اگرچه خسته و سردم
پر از شوق تو ام هر دم
پر از فریاد  "برگرد"  م  !
مث کوهم
پر از دردم
ولی مردم
من از تو بر نمی گردم...

   + علی بهابادی ; ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/٢٠
comment نظرات ()
← صفحه بعد